|
یادداشت های یک + یک دیوانه اینجا همه چی درهمه
| ||
|
مراسم چهارشنبه سوري بر اساس تحقیق استاد ذبیح بهروز شب چهارشنبه سوری جشنی است که مانند سایر جشن های ایرانی با ستاره شناسی ارتباط دارد و مبدأ همه حساب های علمی و تقویمی است . در آن روز در سال 1725 پیش از میلاد ، زرتشت بزرگترین حساب گاه شماری را در جهان محاسبه نموده و تاریخ های کهن را درست و منظم کرد . در آن شب زرتشت تاریخ را اصلاح نموده و به یاد بود آن مردم جشنی بر پا کردند و آن رصد و اصلاح تا کنون در هیأت و یادمان چهارشنبه سوری مانده است . برای اولین بار این جشن در کتاب تاریخ بخارا در نیمه اول سده چهارم هجری یاد شده که منصورین نوح سامانی آن را برگزار می کرد . عده ای نیز زمان پیدایش این جشن را در دوران بعد از اسلام می دانسته اند . هنگامی که مختار پس از واقعه جانگداز کربلا به خونخواهی امام حسین (ع) برخاست و دستور داد که برای شناخت شیعه از غیر شیعه ، شیعیان بر بام خانه هایشان آتش بیفروزند این حرکت مصادف بود با چهارشنبه آخر سال را روز نخوست می دانستند و پس از نفوذ فرهنگ عرب به ایران ، ایرانیان نیز به این عقیده منعقد شدند و همچنین ایرانیان خود برای آتش احترام خاصی قابل بودند و آن را دارای قدرت های بسیار می دانستند ، آتش را برای دفع این نحوست در روز چهارشنبه آخر سال روشن می کردند . افروختن آتش در شب چهارشنبه سوری افروختن آتش جزو جدایی ناپذیر مراسم شب چهارشنبه سوری بود و مردم از سرشب اقدام به این کار می کردند آنگاه از کوچک و بزرگ و پیر و جوان همگی از روی آتش می پریدند و اشعاری را نیز در این هنگام می خواندند . غم برو شادی بیا ، محنت برو شادی بیا و در دفعات بعدی به آتش می گفتند : زردی من از تو – سرخی تو از من این آجیل مخلوطی بود از آجیل های شور و شیرین و معمولاٌ تشکیل می شد از : برگه هلو و زردآلو ، باسلق ، کشمش ، شکرپنیر ، مغز گردو ، انجیر ، توت و غیره خرید این آجیل را برای مستجاب شدن یک نیاز همچون آجیل مشکل گشای نذر می کردند و غیر از آن نیز خوردن یک چنین آجیلی را باعث شگون و خوش یمنی و آمدکار در سال جدید می دانستند . از مراسم دیگر شب چهارشنبه سوری ، قاشق زنی بود . نحوه کار بدین ترتیب بود که زنان طوری چادر به سر می کردند که کسی آنها را نشناسد و سپس کاسه ای مسی با یک قاشق بدست گرفته و در کوچه ها به راه می افتادند و پس از رسیدن به در هر خانه ای با قاشق ، محکم به ته کاسه می کوبیدند با در آوردن این سرو صداها صاحب خانه متوجه قاشق زن می شد و پس از باز کردن در مقداری بنشن و یا مقداری پول در داخل کاسه قاشق زنی می انداخت . پس از رفتن به منازل بسیار ، قاشق زن پس از اینکه به خانه برگشت با بنشن های جمع آوری شده ، مقدمات پختن آشی را تدارک می دید و اگر برای تهیه آش چیزی نیز کم بود با پولهای حاصل از قاشق زنی آن را خریداری می کرد . پختن آش مزبور را یا برای تبرک و شگون انجام می دادند و یا اینکه در خانه اگر فرد مریضی داشتند به نیت شفای وی این آش را تهیه و به خورد فرد مریض می دادند و بر این اعتقاد بودند که این آش علاج تمامی دردهاست و با خوردن این آش ، درد و بلای مریض آنها به سال دیگر نخواهد کشید و شفا پیدا خواهد کرد و معمولاٌ این آش را آش امام زین العالبدین (ع) و یا آش ابودردا می نامیدند . کوزه شکستن در شب چهارشنبه سوری رسم دیگری در شب چهارشنبه سوری اجرا مي شد که انجام آن را برای درو کردن بلایا موثر می دانستند به این ترتیب که در هنگام غروب چند سکه درون کوزه ای آن ندیده می انداختند و سپس به نیت دور کردن کوزه ای آب ندیده می انداختند و سپس به نیت دور کردن بلا از خانه ، کوزه مزبور را از پشت بام خانه به داخل کوچه پرتاب می کردند و باز می گشتند در موقع پرتاب زیر لب می گفتند درد و بلام بره تو کوزه ، بره تو کوچه ، معتقد بودند در هنگام انجام این مراسم و بازگشت نیاید برگردند و پشت سرشان را نگاه کنند چون ممکن است بلایا دوباره به خانه برگردد. یکی از آداب و رسوم شیرین شب چهارشنبه سوری آن بود که زنان به منظور کارگشایی و دفع جادو و رفع و دفع چشم زخم ، در این شب اقدام به خرید اسپند و کندر می کردند . نحوه خرید به این صورت بود که زنان به دکان های عطاری رفته و تقاضای کندر و اسپند می کردند . هنگامی که عطار برای آوردن آنها می رفت ناگهان زنان با دختران فرار کرده و معمولاٌ هم سعیشان بر این بود دکان هایی را برای خرید انتخاب کنند که رو به قبله باشد . خلاصه پس از فرار از دومین مغازه به عطاری سوم مراجعه کرده و از آنجا کندر و اسپند را خریداری می کردند و آن را به نیت و منظورهای یاد شده دود می کردند . [ پنجشنبه 18 اسفند1390 ] [ 16:22 ] [ SamaneH ]
مردی صبح زود از خواب بیدار شد تا نمازش را در خانه خدا (مسجد) بخواند. لباس پوشید و راهی خانه خدا شد. در راه به مسجد، مرد زمین خورد و لباسهایش کثیف شد. او بلند شد، خودش را پاک کرد و به خانه برگشت. مرد لباسهایش را عوض کرد و دوباره راهی خانه خدا شد. در راه مسجد و در همان نقطه مجدداً زمین خورد! او دوباره بلند شد، خودش را پاک کرد و به خانه برگشت. یک بار دیگر لباسهایش را عوض کرد و راهی خانه خدا شد. در راه به مسجد، با مردی که چراغ در دست داشت برخورد کرد و نامش را پرسید. مرد پاسخ داد: "من دیدم شما در راه به مسجد دو بار به زمین افتادید"، از این رو چراغ آوردم تا بتوانم راهتان را روشن کنم. مرد اول از او به طور فراوان تشکر می کند و هر دو راهشان را به طرف مسجد ادامه می دهند. همین که به مسجد رسیدند، مرد اول از مرد چراغ بدست در خواست می کند تا به مسجد وارد شود و با او نماز بخواند. مرد دوم از رفتن به داخل مسجد خودداری می کند. مرد اول درخواستش را دو بار دیگر تکرار می کند و مجدداً همان جواب را می شنود. مرد اول سوال می کند که چرا او نمی خواهد وارد مسجد شود و نماز بخواند؟ مرد دوم پاسخ می دهد: "من شیطان هستم." مرد اول با شنیدن این جواب جا می خورد. شیطان در ادامه توضیح می دهد: "من شما را در راه به مسجد دیدم و این من بودم که باعث زمین خوردن شما شدم. وقتی شما به خانه رفتید، خودتان را تمیز کردید و به راهمان به مسجد برگشتید، خدا همه گناهان شما را بخشید. من برای بار دوم باعث زمین خوردن شما شدم و حتی آن هم شما را تشویق به ماندن در خانه نکرد، بلکه بیشتر به راه مسجد برگشتید. به خاطر آن، خدا همه گناهان افراد خانواده ات را بخشید. من ترسیدم که اگر یک بار دیگر باعث زمین خوردن شما بشوم، آنگاه خدا گناهان افراد دهکده تان را ببخشد. بنابراین، من شما را از سالم رسیدن به خانه خدا (مسجد) مطمئن ساختم. [ پنجشنبه 21 مهر1390 ] [ 15:42 ] [ SamaneH ]
حسنک کجایی؟ گاو ما ما می كرد [ سه شنبه 29 شهریور1390 ] [ 16:24 ] [ SamaneH ]
|
||
| [ طراحی : ایران اسکین ] [ Weblog Themes By : iran skin ] | ||